![]() |
![]() |
|
| و دیگر هیچ ... ! |
|
او
يك نفر يك فكر هايي مي كند.
يك نفر با خودش و فكر هايش براي خودش حال مي كند.
آن طرف يك كسي يك فكر هايي مي كند.
آن طرف يكي بد فكر هايي مي كند.
نوع فكر كردنش يك جوري است اصلن.
نوع حال كردنش يك مدلي است كلن.
مي خواهد همه مانند او فكر كنند.
و او با آنها حال كند.
و تحميل مي كند : مثل من ، ... مال من ، ... براي من ، .... با من ، ....
و اين " من " ها روزي يك چيزيشان مي شود.
و اين من ها يك سري خزعبلات / خضعبلات / خظعبلات / خزعبلاط / ... هستند فقط.
يك نفر يك فكر هايي مي كند.
يك نفر با خودش و فكر هايش براي خودش حال مي كند.
پی نوشت ۱: خزعبلات / خضعبلات /خظعبلات / خزعبلاط / خضعبلاط / خظعبلاط / خزئبلات / ... کلمه ی جایگزین ندارد !؟
پی نوشت ۲: این ، اصلن چیزی نبود که خواندن باشد...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:59 توسط ســـــحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
آرامگاهِ من
دست نوشته ای ست و دیگر هیچ ! ... |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| نویسندگان |
|
شیدا ... مهدیه بهار ســـــحر |
| پیوندها |
|
پيتزاي شوكولات سالاد شوكولات تشنه تفرّجگــاه کیوی خانه ای از شن و مه چَمـــــــــن سی کی وان نســـــــیان سمپـــادیـــا فوتوگرافـــــی فوتوگرافـــــی |
|
RSS
|